اینجا میدان جنگ است، می‌توانیم گلخانه‌اش کنیم؟

خدمات تخصصی مددکاری
بهمن ۱۶, ۱۳۹۶
اولین چالش مهربانی
اسفند ۷, ۱۳۹۶
نمایش همه

همه چیز وقتی شروع می‌شود که شروع به دیدن می‌کنیم٬ قبل از آن همه‌ی ما در ماشین‌ها و پشت پنجره خانه‌هایمان ارامش داریم٬ چای مان را می‌نوشیم و به درگیری‌های خانوادگی و کاری‌مان فکر می‌کنیم٬ اما دیدن٬ چراغی که روشن می‌شود و دیگر نمی‌شود خاموشش کرد٬ این آرامش را به هم می‌زند٬ شب یک باره زشت می‌شود٬ واگن‌های قطار و اتوبوس غیرقابل تحمل می‌شود٬ گوشه هر خیابان٬ یک نفر هست که نگاه‌تان می‌کند٬ شهر به میدان جنگ تبدیل می‌شود٬ …. حالا دیگر وقتی کنار پنجره می‌ایستید٬ صدای گریه‌های بچه همسایه را می‌شنوید٬ صدای ترمز ماشین‌ها جلوی پای دختران در خیابان مانده٬ صدای کتک خوردن بچه‌هایی که پول کافی به خانه نبردند٬ صدای ترسشان٬ صدای نگرانی شان از قردا٬ نه تنها ترس شأن از خیایان٬ ترس شأن از هفته ها و سال های آینده هم٬ ترس‌شان از این که چیزی بشوند شبیه کارتون خواب های بی‌خانه٬ آدم های که کسی برایشان احترام قائل نیست٬ ترس‌شان از این که نتوانند چیزی را تغییر دهند.

چند تا از این داستان‌ها در روزنامه ها و خبرها خوانده اید؟! چند بار آرزو کردید که کاش می‌توانسم کاری بکنم؟ کاش کنار هر خبری یک گزینه می‌خواهم کمک کنم هم بود٬ … اما نیست! در نتیجه این دیدن‌ها و هیچ کاره بودن‌هاست که افسرده می‌شویم٬ عصبانی می‌شویم با همه دعوا می‌کنیم٬ آن بیرون آدم‌ها دارند زندگی‌هایشان را از دست می‌دهند و ما هیچ کاری نمی‌توانیم بکنیم٬ چه دلیلی بهتر از این برای فحش دادن به عالم و آدم؟!

….
خوب٬ واقعیتش این است که فحش دادن به عالم و آدم٬ هرچند از عصبانیت شما کم می‌کند کمکی به بچه‌های که دارند زندگی‌شان را از دست می‌دهند نمی‌کند! … این هم از باگ‌های خلقت است؟! نه نیست٬ این از باگ‌های ماست که هنوز ظرفیت‌مان را به درستی نمی‌شناسیم! درست است که ما بین آدم‌های که نمی‌بینند احاطه شدیم اما هنوز می‌شود حرف زد٬ و همین که شروع کنید به حرف زدن می بینید که شما تنها نیستید٬ کم کم آدمهایی مثل خودتان پیدا می‌شوند٬ … و وقتی به اندازه کافی زیاد شدیم٬ ما می‌توانیم تغییر ایجاد کنیم٬ می‌توانیم جلو ضایع شدن زندگی‌ها را بگیریم٬ نمی‌توانیم جنگ ها را متوقف کنیم یا مواد مخدر را از ریشه بکنیم و دور بیاندازیم٬ ولی آن بیرون بچه‌های هستند که فقط به یک تشویق کوچک نیاز دارند٬ نیاز دارند که ببیند تنها نیستند٬ همان طور که ما نیاز داریم ببینیم که تنها نیستیم٬ که به انسان بودن می‌شود اعتقاد داشت٬ و به انسانیت می‌شود اعتقاد داشت!

 

بیایید حرف بزنیم،‌ ار رویاهایمان حرف بزنیم،‌ ار کاری که می توانیم بکنیم حرف بزنم،‌ بگذارید کمی ایده‌آلیست باشیم، ما می‌توانیم گره‌ای از کار آدم‌های این شهر باز کنیم؟ باید دید!‌

آن دکمه که باید کنار خبرها می‌بود حالا اینجاست٬ به ما بپیوندید٬ به ما کمک کنید٬ ما همان دست حمایتی هستیم که بچه ها احتیاج دارند تا به پشتوانه آن نگذارند زندگی‌شان خراب شود!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *